سلسله نعمت‌اللهی

از: دکتر علیرضا نوربخش

مقاله‌ی سلسله نعمت‌اللهی در مجله‌ی شماره‌‌ی نخست صوفی در پاییز ۱۳۶۷ به چاپ رسید.

سلسله نعمت‌اللهی یکی از مهمترین سلسله‌های تصوف اسلامی است که تحت لوای حضرت شاه نعمت الله ولی در قرن هشتم هجری بنیاد شده و در طول شش قرن نشیب و فرازهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. این سلسله در طی سی و پنج سال گذشته با مساعی خستگی‌ناپذیر پیر طریقت نعمت‌اللهی مولانا دکتر جواد نوربخش مقام ویژه‌ای در ایران و اروپا و امریکا به دست آورده است. بررسی چگونگی پیدایش و تحولات طریقت نعمت‌اللهی مطلبی نیست که بتوان در چند صفحه گنجاند ولی اشارتی کوتاه می‌تواند یادآور بسیاری از نکات و زمینه‌ای برای تحقق و تتبع دوستداران باشد.

کلمه «نعمت‌اللهی» از نام شاه نعمت‌الله ولی گرفته شده و چون در دوران حیات شاه پیروان او را نعمت‌اللهی می‌خواندند این عنوان به کسانی که بعد از وی از عقاید و روش صوفیانه وی تبعیت کردند داده شد. هر چند پیروان سلسله نعمت‌اللهی همانند بسیاری از سلسله‌های تصوف اصل و مبدا خود را آغاز اسلام قرار داده و اقطاب این سلسله پیامبر اسلام را اولین صوفی به حساب می‌آورند، ولی سلسله نعمت‌اللهی توسط شاه نعمت‌الله در قرون هشتم و نهم هجری در دنیای اسلام تاسیس شد و رونق خاصی گرفت. قبل از شاه نعمت‌الله نام طریقت نعمت‌اللهی همنام با نام قطب وقت بوده، چنانکه در زمان معروف کرخی به معروفیه و در زمان جنید بغدادی به جنیدیه مشهور بوده است.

پیدایش و توسعه سریع سلسله نعمت‌اللهی بیش از هر چیز مرهون افکار و روحیات شاه نعمت‌الله ولی بود. شاه نعمت‌الله به سال ۷۳۱ هجری در شهر حلب متولد شد. پدر او سید عبدالله نام داشت و در زمره صوفیان و مرشدان معروف زمان به شمار می‌رفت. او سیدی اصیل‌النسب حسینی بود که با نوزده نسل به حضرت رسول (ص) می‌رسید. مادرش از خوانین شبانکاره فارس و بانویی متقی و پرهیزکار بود.

شاه نعمت‌الله پس از سیر و سیاحت در دنیای اسلام و نشست و برخاست با مرشدان و مشایخ بسیار سرانجام دست ارادت به شیخ عبدالله یافعی داد. مسافرت‌های مختلف شاه نعمت‌الله به کشورهای مختلف اسلامی و ارتباط او با فرقه‌های گوناگون موجب آگاهی و تسلط وی بر افکار و عقاید مهم این زمان شد. به ویژه آنکه در آن روزگاران افکار فلسفی ابن عربی در زمینه «وحدت وجود» مطرح بود و شاه نعمت‌الله در این زمینه تحقیقات و مطالعات بسیاری کرده و به راز و رمز آن پی برده بود.

چون شاه نعمت‌الله بر مسند ارشاد نشست با اقبال عمومی روبرو شد. او در زمینه علوم ظاهری در زمره بزرگ‌ترین فقها و محدثان و حتی مورخان عصر خویش بود و در کمالات باطنی نیز از بزرگان زمان خویش به شمار می‌رفت. شاه نعمت‌الله ولی هیبت و جاذبه‌ای استثنائی داشت و نفوذ او تا حدی بود که همه جا با توجه عامه مردم روبرو می‌شد که از آن جمله در مدت اقامت کوتاهش در سمرقند طوری با اقبال مردم روبرو گردید که موجب نگرانی امیر تیمور شد و شاه نعمت‌الله مصلحت در آن دید که به هرات مسافرت کند. سپس چندی مقیم کوه بنان بود و مدتی در کرمان زیست. اما سرانجام منطقه کوهستانی و خوش آب و هوای ماهان را برگزید و ۲۵ سال آخر عمر را در آنجا گذراند و پس از حدود صد سال زندگی بدرود حیات گفت که اکنون مقبره او در ماهان، زیارتگاه صاحب‌دلان است.

شاه نعمت‌الله خلق و خوئی نیکو داشت و با وقار و متانتی که در نحوه رفتارش بود همه را مسحور می‌کرد. آوازی دلنشین داشت و با عباراتی سلیس و کلامی فصیح سخن می‌گفت. با همه مردم سیر و سلوک می‌کرد و نیک و بد را پذیرا بود.

شاه نعمت‌الله با همه امکانات و مریدان گوناگونی که در جهان اسلام داشت خود به کار کشاورزی مشغول بود تا سر مشقی برای پیروان خود باشد و همین امر موجب شد که پیروان سلسله نعمت‌اللهی به کار بپردازند و تحت عنوان درویشی عمر خود را به بطالت نگذرانند. او بالاترین و بهترین کار را خدمت به خلق و محبت به دیگران می‌دانست و معتقد بود که می‌توان در میان خلق با حق بود، و در انجمن هم خلوتی داشت.

شاه نعمت‌الله پیروان خود را از پوشیدن لباسی مخصوص و ظاهرشدن در کسوتی خاص بر حذر داشت، تا امور باطنی با تظاهر و ریا آمیخته نشود که به گفته او قرب حق در بی‌رنگی است نه در سفیدی و سیاهی، و شرف انسان در تخلق یافتن با اخلاق الله و متصف شدن به صفات الهی است نه در مقید شدن به لباسی خاص.

شاه نعمت‌الله ولی که خود مجتهدی بنام بود احکام شریعت را ضروری می‌دانست و اعتقاد داشت که شریعت نمی‌تواند و نباید از طریقت جدا باشد، و نتیجه پیوند شریعت و طریقت را حقیقت می‌دانست. پیران طریقت بعد از شاه نعمت‌الله نیز احکام اسلام را از اصول ضروری سلسله نعمت‌اللهی شمرده‌اند.۱

به طور کلی تعالیم عرفانی طریقت نعمت‌اللهی بر اساس ذکر، فکر، محاسبه، مراقبه و ورد استوار است.۲ ولی در عین حال این طریقت از نحوه زندگی اجتماعی درویشان، تجویز اصول اخلاقی و چگونگی اداره و رسیدگی به امور خانقاه‌ها نیز غافل نیست و در این زمینه‌ها توصیه‌هائی دارد که به چند نمونه مهم آن باید اشاره کرد:

۱ـ در طریقت نعمت‌اللهی عزلت و گوشه‌نشینی (جز در موارد استثنائی که به قصد روان‌درمانی آن هم توسط متخصصان امر به کار گرفته می‌شود) ممنوع است و تاکید بر خلوت در انجمن می‌باشد که مسلما ریاضتی سخت‌تر از در بر همه بستن و با خود به خلوت نشستن است.

۲ـ صوفیان نعمت‌اللهی از استعمال بنگ و حشیش و نظایر آن که در گروه‌هایی از درویشان متداول بوده منع شده‌اند.

۳ـ کارکردن وظیفه هر صوفی است و درویش نعمت‌اللهی می‌باید از دسترنج خود زندگی کند و سر بار دیگران نباشد و به طور کلی بیکاری و تنبلی در این طریق نهی شده است.

۴ـ درویشان نعمت‌اللهی لباس مخصوصی ندارند و در هر جامعه بنا به مقتضیات آن جامعه لباس می‌پوشند، چه صوفی باید که از هر گونه تظاهر بر کنار باشد و لباس مخصوص خود وسیله‌ی جلب توجه است و موجب ریا و تظاهر.

۵ـ دوست داشتن همه انسان‌ها از هرنژاد و رنگ و هر ملیت و قوم و دارای هر مذهب و کیش و آئین یکی از اصول عقاید صوفیان نعمت‌اللهی است و به درویشان توجه و تاکید شده‌است که می‌باید نسبت به همه‌ی مخلوق خدا شفقت و محبت داشته باشند.

۶ـ در طریقت نعمت‌اللهی باب محبت مفتوح است و درهای خانقاه‌ها بروی همه‌ی طالبان حق باز است و هر کسی را در هر حال و وضعی که باشد می‌پذیرند و در حد استعداد و شایستگی‌اش مورد تعلیم قرار می‌دهند. چه اعتقاد بر این است که هیچ طالبی را نباید از درگاه حق راند که مردان حق را همه جا و در همه‌ی گروه‌ها می‌توان یافت.

۷ـ درویشان نعمت‌اللهی در مجالس و اجتماعات خود، بیشتر به ذکر قلبی و مراقبه مشغول می‌شوند و کمتر به ذکر جلی می‌پردازند و تنها در مراسم و آئین‌های ویژه به ذکر جلی می‌پردازند.

۸ـ طریقت نعمت اللهی بر برادری و برابری و مساوات همه انسانها تکیه و تاکید دارد، مخصوصاً اینکه هیچ تفاوتی بین مرد و زن در این سلسله وجود ندارد و صوفیان این طریق دوستدار صلح و دوستی و مودت و تفاهم میان همه خلق الله هستند.

۹ـ در طریقت نعمت‌اللهی اقطاب و مشایخ در زمینه مسائل مادی نه از درویشان چیزی می‌ستانند و نه به آن‌ها چیزی می‌دهند و درویشان موظف به پرداخت مستمری خاصی نیستند و هر آنچه ایشان نیاز خانقاه می‌کنند به مصرف همگان می‌رسد.

۱۰ـ معمولا هر خانقاه توسط شیخی که قطب وقت او را تعیین می‌کند اداره می‌شود. در صورت نبودن شیخ امور مالی و معنوی خانقاه به عهده سرپرست خانقاه است که او نیز توسط قطب انتخاب می‌شود.

۱۱ـ هر کجا خانقاهی ساخته می‌شود نخستین سنگ بنای آن بر بنیاد وقف است و متعلق به جامعه درویشان است که زیر نظر قطب و مشایخ سلسله و بر اساس مقررات قانون کشوری که در آن واقع شده اداره می‌شود.

۱۲ـ در مراسم خانقاه مانند غذاخوردن در حضور قطب و یا شیخ، دیگ‌جوش و مسافرت‌های همراه با قطب و شیخ افرادی برای خدمت در این مراسم انتخاب می‌شوند. به طور کلی انتخاب خدمت‌گذاران خانقاه‌ها بر اساس مقامات معنوی آن‌هاست و سپردن امور خانقاه به صوفیان گونه‌ای فرصت و رخصت برای آن‌هاست تا از طریق خدمت به درویشان به مدارج معنوی بالاتری نائل آیند.

۱۳ـ در ایامی که صوفیان به مناسبتی گردهم می‌آیند و زندگی جمعی دارند، روابط آن‌ها بر اساس برادری و برابری است و هیچ صوفی حق ندارد که به دیگران دستوری بدهد و یا او را وادار به انجام کاری کند. در زمینه مسائل مادی و اقتصادی هم با توجه به نیاز، هرکس به قدر امکانات خود داوطلبانه مشارکت می‌کند ولی همه کوشش درویشان آن است که دیگران را بر خود مقدم بدارند.

سلسله نعمت‌اللهی در طول شش قرن که از تشکیل آن می‌گذرد با حرکت ابتدائی شاه نعمت ‌لله موقعیتی خاص پیدا کرد و صوفیان این سلسله از بند تنبلی و بیکاری و گدائی که به غلط دامن‌گیر صوفیان شده بود نجات یافتند و بدین سبب احترام و موقعیتی بدست آوردند زیرا ایشان با مردم و همراه با آنان کار و زندگی می‌کنند و تنها کوشش آن‌ها این است که در خدمت خلق خدا باشند.

اقطاب سلسله نعمت‌اللهی پس از شاه نعمت‌الله تا اواخر قرن دوازدهم هجری شمسی مقیم هند بودند و با آمدن سید معصوم علیشاه دکنی به ایران هسته مرکزی این سلسله مجددا به ایران انتقال یافت و تا سال‌های اخیر مرکز صوفیان نعمت‌اللهی در ایران بود و بیشتر درویشان نعمت‌اللهی ایرانی و در ایران زندگی می‌کردند.

پس از خرقه تهی‌کردن مرحوم مونسعلی شاه ذوالریاستین (۱۳۳۲ شمسی، ۱۹۵۳ میلادی)، مولانا دکتر جواد نوربخش پیر طریقت نعمت‌اللهی شد و سلسله نعمت‌اللهی نظم و رونقی تازه یافت. وی علاوه بر ایجاد متجاوز از صد خانقاه در نقاط مختلف ایران، کتابخانه‌ها و موزه‌های متعددی نیز در این خانقاه ‌ها تاسیس کرد. در دهه ۱۹۷۰ گروه کثیری از جوانان امریکایی و اروپائی به فقر نعمت‌اللهی مشرف شدند و چون به کشور خویش بازگشتند نیاز به محلی برای اجتماع داشتند. از این رو نخستین خانقاه خارج از کشور ایران در سال ۱۹۷۵ میلادی در شهر سانفرانسیسکو، در امریکا تاسیس گردید. از آن زمان تا کنون ۹ خانقاه در امریکای شمالی و سه خانقاه در اروپای غربی، در کشورهای انگلیس و آلمان تاسیس شده است.

خانقاه‌های خارج از کشور به صورت موسسات غیرانتفاعی به وجود می‌آیند و بررسی مالی این خانقاه‌ها توسط سازمان‌های کنترل‌کننده این گونه موسسات است. از این نظر خانقاه نعمت‌اللهی در همه جا به عنوان یک سازمان مذهبی و فرهنگی که به صورت غیرانتفاعی اداره می‌شود به رسمیت شناخته شده است. نیاز مالی خانقاه‌های خارج از کشور توسط درویشانی که مقیم خانقاه هستند تامین می‌شود. به این صورت که آنان ماهیانه‌ای به خانقاه می‌پردازند که به مصرف هزینه‌های خانقاه می‌رسد و مازاد آن صرف ایجاد خانقاه جدید می‌شود.

از زمانی که قطب سلسله نعمت‌اللهی مولانا دکتر جواد نوربخش در لندن اقامت گزیده، از نقاط مختلف افریقا، اروپا و امریکا و حتی آسیا و خاور دور، انسان‌های آزاده‌ای به حلقه درویشان نعمت‌اللهی پیوسته‌اند که تقاضای تاسیس خانقاه دارند و امید می‌رود که در طول سالیان آینده و با توجه به امکاناتی که فراهم می‌شود این توسعه انجام پذیرد.

زیرنویس‌ها

۱ـ برای اطلاعات بیشتر در مورد زندگی شاه نعمت الله و بقیه اقطاب این سلسله به کتاب «پیران طریقت» (نوشته دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، سال ۱۳۵۸ شمسی) رجوع کنید.

۲ـ برای اطلاعات بیشتر در مورد تعالیم عرفانی سلسله نعمت‌اللهی به کتاب «در خرابات» (نوشته دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی لندن، سال ۱۳۶۱ شمسی) و کتاب «در بهشت صوفیان» (نوشته دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی لندن، سال ۱۳۶۲ شمسی) رجوع کنید.